...

از باب جا به جایی محل شرکت و عدم اتصال کامپیوترها به اینترنت در جای جدید، لب تاب به دوش شدم. داشتم ایمیل هایم را به outlook لب تابم منتقل می کردم، برای خودش قصه ایی شده، تمام خاطرات م شروع کرده شخم خوردن. خاطراتی که هیچ گاه فراموش نشده اند ولی باز که خط به خط شان را  می خوانم،غوغایی در دلم برپا می شود. عجیب حالتی هست. گاهی خنده بر لبم می نشاند و گاهی هم بغض، لحظه ایی اوج حسرت می شوم و آنی هم دل خوش ترین آدم، ولی این حس که همیشه در نهایت سادگی بوده ام اذیتم می کند. کلا" باید کمی تمرین بی معرفتی و بی مرامی کنم، دل سنگ هم کاربردهای بجایی دارد،گاهی.

راست می گویند که آدمی با خاطرات ش زنده است...

/ 1 نظر / 35 بازدید
علی زمردی

یه کم از خودت تعریف کن حسین جان!!!