به عمل کار برا آید ...

چند سالی هست که یکی از مسئولین قضایی،به سادگی و بی تشریفات خاصی به هیئت محبان می آید.( شاید هم قبل تر هم می آمده و من بی خبر بوده ام) گاه گاهی هم نماز را اقامه می کند،هم چنین ظهر عاشورا هم صحبتی میان عزاداری دارد.

قدر و قیمت شان را من نمی دانم، ولی به نظر اهل فضل می باشد. اینها را گفتم تا به اصل حرفم برسم؛

کیهان فرهنگی به مناسبتی، گمانم سالگردرحلت، ویژه نامه ای از آقای سعادت پرور (از شاگردان علامه طباطبایی و اساتید اخلاق قم) منتشر کرده بود و نقلی از اسامی شاگردان و خاطراتشان رفته بود. نام ایشان هم جزء آنها بود و برایم کمی جای تعجب داشت. بالاخره کار سنگین اجرایی ملزوماتی دارد که این نوع ارتباط را کمی سخت می کند. در هر حال ایشان اظهار کرده بود که به طور مدوام و هفتگی چندین سال خدمت آقای سعادت پرور می رسیدن و این نکته مهمی بود.

ظهر عاشورا به هنگامه اوج عزاداری ایشان قسمت هایی از مقتل را بیان کردن و خود شان هم به شدت حال عزا داشتن. بعد از اتمام جلسه،هنگام بازگشت به همراه حاج آقا جاودان ، شروع کردم در موضوع شاگردی ایشان و اینکه چند سالی  درک محضر آقای سعادت پرور را کرده اند صحبت کردن. حاج آقا از این موضع مطلع نبود و برای شان تازگی داشت.

حرف هایمان که به آخر رسید نکته ای را گفت که بسیار دقیق به نظرم آمد و حسابی:

" مهم اینکه آدم خودش چقدر کار کنه و زحمت بکشه و گرنه مدت زمان و استاد فلان هم اگر کار و زحمت خود آدم و حرفی شنویش  نباشد خیلی فایده ندارد"

حداقل برای شخص خودم  این مطلب را بارها احساس کرده ام.

/ 0 نظر / 5 بازدید