نعمت مسلمانی

قرار اول شون روز اربعین بود خدمت حاج آقا، برای نماز و بعد هم صحبت، مسلمان های فرانسوی که یک هفته مهمان ایران بودن، قریب به ده پسر جوان و بیشتری هم خانم ها بودن، حدود به سی نفر می شدن. عمده شون از خانواده های شیعی فرانسوی، می گفتن که دو نفر شان هم تازه شیعه شده اند، یکی قبل ترها سنی بوده و دیگری بودایی. هزینه هواپیما پای خودشان و مابقی هم با ایران! من که خجالت کشیدم؛ مشهد، تهران و قم. اربعین که نشد برم، برده بودن شان بیت و بعد از نماز آمده بودند خدمت حاج آقا، یکی از طلبه های جامعه المصطفی مترجم شان بود که البته مادرش هم جزء خانم های گروه فرانسوی بود. جلسه اربعین با همه خستگی شان، به بیان احکام از قبیل وضو ، نماز و سوال گذشته بود، به دلم مانده بود که چرا اربعین نشد برم؛ ولی خدا خواست حسابی حال م را جا بیاورد و جور شد همین جمع قم بیایند و حکمت شب موندن مان هم روشن شد برام؛ وقتی با خبر شده بودند که حاج آقا هم قم هستن، اصرار فراوان که دوباره قصد دیدار دارند. این بار پیش از نماز ظهر آمدند موسسه، تا آمدیم، یکی شان که پیراهن عربی بلندی پوشیده بود برخاست و در آغوش م کشید، یاد حال و هوای اربعین پارسال و مسلمان های کشورهای مختلف دوباره برام زنده شد.کم کم بقیه شان هم بعد از ما آمدن، صداقت و ایمان از قیافه های شان هویدا بود.قرار به پرسش و پاسخ شد، واقعا"از سر فهمیدن می پرسیدن، چیزی که خیلی وقت هست ندیده ام! محور همه سوال ها شد امام غایب، شد ظهور، یک طوری می پرسیدن که باید می دیدید، از سستی اعتقاد خودم خجالت کشیده م، کلا" وقتی دیدم شان کم آوردم، حق داشتن اینهمه با شوق از امام مهدی بپرسند، بالاخره انتخاب شده های امام زمان هستن برای هدایت. جوری غرق در حاج آقا شده بودن که نگو و نپرس، باز هم از این کفران نعمت خودمان شرم م شد...  حجاب و حیا جمعیت خانم های شان هم قصه دیگری بود. شد وقت نماز، بعد از آن هم دوباره پرسش و پاسخ، سوال های شخصی و ادامه جلسه تا ناهار که مهمان حضرت بی بی بودیم. یکی شان که قبلا" بودایی بوده، بعد از نماز دیدم شروع کرده به اشک ریختن ولی خودش را جمع و جور کرد، نفهمیدم چی شد ولی بعد که از حاج آقا پرسیدم گفت:آمد پیش م و از حالش در نماز گفت که در سلام نماز امروز حالش عوض شده بود و انگار پیامبر را زیارت کرده بود و ...،راست می گفت، از این چهره ها بر می آمد، تازه فهمیدم که یک عمر بازی کرده ام، شاید اگر یک گام به مانند اینها خالص بر داشته بودم ...

/ 4 نظر / 15 بازدید

مگر در روایات خودتان نیامده کسی که مدعی دیدن معصوم میکند کذاب است

مَنِ ادَّعَی المُشاهِدَةَ قَبلَ خُرُوجِ السُّفیانی وَ الصَّیحة، فَهُوَ کَذّابٌ مُفتَرٌ

ع.ش

ای جان. حاجی جان تا حالا کجا بودی؟ شمه ای وا گو از آنچه دیده ای. پس چرا اینقدر کم می نویسی؟

خیلی آدم خام و نپخته ای هستید. اگر تازه فهمیدید که یک عمر بازی کردید؛ پس از این به بعد بازی نکنید و آدم باشید.