حاج آقای خوشوقت

منبرهایی که ازشان شنیدم خیلی نیست؛ بیشتر برای م حکم یه ملجائی را داشت که توی شلوغی های شهر به مسجدش پناه می بردم، به نمازش. به تجربه فهمیده م که آدم های حسابی نمازشان فوق العاده ست؛ می برندتان تا خود آسمان، انگار بار تو را هم به دوش می کشند. بسیار شده بود که فقط و فقط برای نمازش سر از مسجد امام حسن مجتبی،علیه السلام، در می آوردم. برای خودم هم عجیب بود این چند ماه بیش از گذشته دیدم شان،انگار بی حکمت نبود! از رفقای قدیم حاج آقا بود، نقل می کرد واقعا" از دور و برش منقطع بود و راحت، بی تعلق. دلم سوخت برای غربت خودمان...

/ 2 نظر / 15 بازدید
ع.ش

گمانم رفیقمان یه زمانی گفته بود راه افتادی مثل اینکه کار به ویراژ دادن کشیده.

ع.ش

این جان یعنی توضیح بدم؟ اگه آره که حالشو ندارم اگرم نه که هیچی!!