...

وعده کرده بودیم که بعد از جلسه خدمت شان برسم،اگر حالشون مساعد بود بریم مراسم نامزدی مسعود. به هزار زحمت از دل جمعیت توی حیاط سوارشان کردم. قرارمون به رفتن شد. فرصت خوبی بود که تا تالار گعده ایی کنیم؛ گفته بودم که کسی هست و فلان کتاب را خوانده و .. به همین مناسبت هم حاج آقا خاطره خودشان را از علامه طباطبایی نقل کرد که: جوانی اش به همراه آقای اسلامی کتاب را بردند خدمت آقای طباطبایی که آقا کاری کنید! جوابی برایش بنویسید! علامه هم کتاب را دیده بود و با همان متانت خاص ش فرموده بود؛ خیلی خطرناک است، خیلی. بالاخره هم قرار شد آقای سبحانی جوابی برایش بنویسد...

برای م خیلی تحذیر داشت عبارت علامه! 

/ 4 نظر / 17 بازدید
عباس وطنی

سلام دوست عزيز آخر اسم حاج آقا رو نگفتی ارادتمند

عباس وطني

سلام هدف من از دونستن اسم و محل جلسش اينست كه اگه جلسه عمومي داره بشه ازجلسشون استفاده كرد. ارادتمند

ع.ش

سلام آقا. هردو تا کتاب(کتابی که اون فرد خونده با کتابی که محضر علامه برده بودن) یکی اند؟ چیه کتاب/ها؟

ع.ش

خب، چیه کتاب؟