در محضر حضرت ضامن...

از باب تیمم و تبرک و عرض آستان بوسی حضرت امام رئوف،علیه السلام،درشب مبعث،هر چه فکر کردم که حال توفیق زیارت شان شده چه بگویم،بهتر از این غزل حافظ نیافتم.

مـا بـدیـن در نـه پـی حشمت و جـاه آمـده‌ایـم

از بـــــدِ حـادثـه ایـنـجـا بـه پـنــــــاه آمـــده‌ایـم

رهـرو مـنـزل عـشـقـیـم و ز ســـــر حـدِّ عـــدم

تـا بـه اقـلـیـم وجـود ایـن هـمـه راه آمــــده‌ایـم

سـبـزه‌ی خـطّ تـو دیـدیـم و ز بـُستـان بـهـشت

بـه طـلـب کــاری ایـن مـهــــــر گـیـاه آمـده‌ایـم

بـا چـُنـیـن گـنـج کـه شـد خـازن او روح امـیـن

بـه گـدائـی بـه در خـانــه‌ی شــــــاه آمـده‌ایـم

لـنـگـر حـلـم تـو ای کـِشتی تـوفـیـق کجاست

کـه در ایـن بـحـر کـَرَم غـرق گـنـــــاه آمـده‌ایـم

آب رو می‌رود ای ابـــــــــــر خـطـا پـوش بـبــار

کـه بـه دیـوان عـمـل نـامــه سـیـاه آمـــده‌ایـم

حـافــظ ! ایـن خرقه‌ی پشمینه بیانـداز که ما

از پـی قـافــلــــــــه بـا آتــش آه آمـــــــده‌ایــم

/ 0 نظر / 10 بازدید