کادر سازی را گریزی نداریم

یکی از برکات فتنه 88 تلنگر جدی بود که بچه حزب اللهی خوردن از باب عدم کار سازمانی و کادرسازی. البته مشکل مهم دیگری هم که وجود داره این صفر یا صد دیدن حلقه دور و اطراف،آدم های موثر هست. تقریبا" برام مسجل شده که جبهه باطل اگه یک درصد هم برای شان نفع داشته باشی،از آن یک درصد هم نمی گذرد و اهتمام ش براین ست که از دست ت ندهد،این واقعا" تدبیر ست اما بالعکس،اینقدر اختلاف  این طرف هست که همیشه دلیلی برای یکی نشدن پیدا می شود، از بیوت علما و مراجع بگیر تا تشکل های دانشجویی و هیات مذهبی و جریان های فرهنگی و ... قرار نیست که همه مثل هم فکر کنند یا همه چی یکی شود،خود این اختلاف بستری ست برای رشد،برای تکامل،نه افتراق.نمی دانم کی قرارست این رو بفهمیم!؟این بی تحملی و دیدگاه حذفی به شدت خطرناک هست البته که خط قرمزی بنام تعدی از اصول و عدم هم خوانی اهداف اصلی را گریزی نیست ولی این دیدگاه که باید با تمام کارت های موجود بازی کرد هر چند حداقل،ضروری ست.ببخشید پراکنده شد حرف هام...

جشنواره عمار و حرف های جلیلی برام یه نسیم خوش بود، عده ای با تابلوی انقلاب و بدون ادای روشنفکری و جریان های مرسوم هنری موجود، فهمیده اند باید کار دگری بکنند.البته الان نمی توانم تحلیل کیفیتی بکنم این جریان را ولی اصل ش واقعا"لازم بود. تنها و تنها راه ما تربیت آدم هست و گرنه باخته ایم... 

/ 9 نظر / 17 بازدید

خیلی وقت است باخته اید

به نظر من کسیکه به فکر کادر سازی افتاده میداند : مردم دیگه من رو نمیخوان من باید آدم های خودم را بسازم ! فتنه هم سال های اول انقلاب شروع شد ان وقتی که به مردم گفتند دموکراسی جمهوری اسلامی همان است که در فرانسه است !

قسمت اول حرف بنده این است که کسی را که مردم قبولش داشته باشند نیاز ندارد به فکر کادر سازی بیوفته مثل ون چیزی که همه ی دنیا هاست مهندس میخای میری دم در دانشگاه چند مهندس میگیری دکتر میخای همینطور و ... اما ان کسی که دنبال بله قربان گو هاست نمیتونه از میون مردم آدم بگیره باید "کادر سازی " کنه ، چون هر مهندسی ، هر دکتری و ... هزار نیست باهاش کار کنه

آخرین پست بنده را ملاحظه کردید یا دوباره بگذارم ?

خوب این حرف بنده را قبول ندارین که اگر نظام مقبولیت مردمی داشته باشه نیاز به کادر سازی نداره ، آدم هاش همین مردم هستن ! اما اگه مقبولیت نداشته باشه نیاز داره آدم بسازه برای خودش ! اگه نه چرا ؟

برای جبران باخت باید حق الناس میلیونها ایرانی که زندگیشان بازیچه دست اعتقادات ساختگی و مصلحت اندیشهای سودجو شده پرداخت شود

معلمی داشتیم که آخرکلاس میگفت اگر پیشنهاد یا انتقاد یا نظری دارید مرقوم بفرمایید و در صندوق پیشنهادات بندازید (در حالیکه با دست به سطل اشغال کلاس اشاره میکرد )

جدا چه فرقي دارد من كي هستم ؟ همين كه پست هايم اينجا نشانداده نمي شه براي من دليل كافي است كه نمي توانم با نام بنويسم ! گام اول بيداري است! توهيني نكردم واقعيت ذهن خودم را اشكار گفتم كلام ركيكي هم در كلامم نبود تا انجا كه خودم مي فهمم نسبت ناروايي هم نبود، مي توانيم مجادله نكنيم اگر شما جواب سر بالا به پست هاي ما ندهي .

من مشکلی ندارم برای تغیر لحن صحبت اما با شما احساس میکنم میتوانم کمی باز تر حرف زد راحت تر هستم و اینجا شلخته مینویسم ، جای دیگه بود و شخص دیگه اینطوری حرف نمیزدم آنجایی هم شما نوشتید : "تجربه کار اجرایی و تشکیلاتی مقدمه فهم حرف م هست،لزومی نداره آدم همیشه عنادش رو با خودش این ور و اون ور ببره و در هر اظهار نظری دخیل کنه..." خوب من میتوانستم ناراحت شوم که شما تلویحا بنده را به نفهمی و عقده ی بودن متهم کردی یا اینکه جواب ما را نمیدهی خوب آدم ناراحت میشه اما خدا وکیلی ناراحت نشدم چون نوشته های شما حکایت دارد آدم فهیمی هستید و دوست دارم با شما هم کلام باشم اما دوست ندارم بهس به مجادله کشیده بشه دوست دارم بهس به نتیجه برسه حلالیت میطلبم اگه ناراحتی پیش آمده نیتی پشت ماجرا نیست به حساب شور جوانی بگذارید