درد بی معرفتی..

«أنا یا رب الذی لم أستحیک فی الخلاء و لم أراقبک فی الملا أنا صاحب الدواهی العظمی، أنا الذی علی سیده اجتری، أنا الذی عصیت جبار السماء، أنا الذی أعطیت علی معاصی الجلیل الرشا، أنا الذی حین بشرت بها خرجت إلیها أسعی ...»

منم، پروردگارا آن کسی که در خلوت از تو شرم نکردم و در آشکارا هم رعایت تو را نکردم. منم صاحب مصیبت‌ها و ماجراهای بزرگ، منم کسی که بر آقای خود دلیری کرده، منم کسی که نافرمانی برپادارنده آسمان‌ها را کرده‌ام. منم کسی که برای نافرمانی‌های بزرگی که کرده‌ام رشوه داده‌ام، منم آن کسی که هرگاه نوید گناهی رابه من می‌دادند به‌سویش شتابان می‌رفتم.

بعضی از فرازهای ابوحمزه به طور واقع کمرشکن ست، خودم که می خونم و تاب میارم،می فهمم که در اوج غفلت و بی معرفتی ام و گرنه آدم از این همه درد دق می کنه. نه خودم رو می شناسم،نه خدای م را!

/ 0 نظر / 14 بازدید